دلکده
تا زنده ام برای علی می کشم نفس
آری علی است آنکه مسیحای فاطمه است
گفتم به پیر عقل که اکسیر چیست؟ گفت:
اکسیر ناب خاک کف پای فاطمه است
کعبه یک زمزم اگر در همه عـــــــــــــالم دارد چشم عشاق تو نازم که دو زمـــــــــــزم دارد هر کجا ملک خدا هست حسینیه ی تو است هر که را می نگرم شور محـــــــــــــــرم دارد نه محرم نه صفر بلکه همه دوره ی ســـــــال کعبه با یاد غمت جامه ی مـــــــــــــــاتم دارد روضه خوان تو خـــــــــــــــــدا گریه کن تو آدم اشــــــــــــک ارثی است که ذریه ی آدم دارد نازم آن کشته که تا صبح قیــــامت زنده است سلطنت همچو خدا در دل عـــــــــــــالم دارد اشک در ماتم تو بسکه عزیز است حسیــــن جای در چشم رسولان مکــــــــــــــــرم دارد جگرم زخمی آن کشته که زخــــــــــم بدنش هر دم از زخم دگر دارو و مرهـــــــــــــم دارد می کند آتش دریای غضب را خـــــــــــاموش هر که در دیده ی خود یک نــم از این یم دارد روز محشر نفروشد به دو صد بـــــاغ بهشت هر که یک میوه زنخــــــــــــل تر "میثم" دارد
| Design By : Night Melody |
