تبليغات|طراحی سایتX
عبد خدا جلوه-دلکده

دلکده

تا زنده ام برای علی می کشم نفس

آری علی است آنکه مسیحای فاطمه است

گفتم به پیر عقل که اکسیر چیست؟ گفت:

اکسیر ناب خاک کف پای فاطمه است

... به تو پیوسته درودم ،

به تو هر لحظه سلامم ،

که تویی حجّت کلّ حجج الله ،

تویی از همه اسرار خدا واقف و آگاه ،

ز نور تو شده خلق ،

بهشت و ملک و حوری و غلمان و سپهر و فلک و اختر و شمس و قمر ،

الحق که تو خود جان رسولیّ و تو مرآت عقولیّ و تو زهرای بتولیّ و تویی حاکم صحرای قیامت ،

و تویی مادر والای امامت ،

تویی آن عبد خدا جلوه که پیوسته خداوند فرستاده سلامش ،

تویی آنکس که همه هست جهان است ز هستت ،

تویی آنکس که محمّد زده گلبوسه به پیشانی و دستت ،

تو که دست همه گیری ،

چه شود دست بگیری ز کرم "میثم" دلباخته ی بی سر و پا را .
نوشته شده در 2/3/1390ساعت 01:51 بعدازظهر توسط محمدکاظم حاج شریفی نظرات(27) |

Design By : Night Melody